آخرالزمان


!چهل حدیث درباره آخرالزمان و پیش بینی ائمه(ع) درباره ی رخ دادهای این زمان!!!

 

1. امير مومنان(ع): پشتها سنگين شود و حوادث پياپي واقع شود.

2. امير مومنان(ع): او (حضرت قائم( عج)) هنگامي ظاهر مي شود كه حقيقتها كم اجر و دنباله روها از نابخردان پيروي كنند.

3. امير مومنان(ع): عربها دچار اختلاف شوند اشتياق به ظهور افزون شود.

4. امير مومنان(ع): عفاف و خويشتن داري از جامعه رخت بربندد و ... و شيطان بر همگان چيره شود. 

5. امير مومنان(ع): زنها فرمانروايي كنند، حوادث جانكاه و كمرشكني روي مي دهد.

6. امير مومنان(ع): شكافنده ها بشكافند و پيش بتازند ،تيز پروازان حمله كنند.

7. امير مومنان(ع): عراق را فتح كنند و هر نوع اختلافي را با خونريزي پاسخ دهند.

8. پيامبر اکرم(ص): براي مردم روزگاري ميرسد كه تنها همّ وغمّشان شكم آنها و شرف آنها تجمّلات زندگي و قبله ي آنها زنهايشان مي گردد.

9. پيامبر اکرم(ص): دين و آئين آنها درهم ودينارشان مي باشد، آنها بدترين خلايق هستند براي آنها نزد خدا ارج و مقامي نيست.

10. پيامبر اکرم(ص): هنگامي كه روابط نامشروع شيوع پيدا مي كند زلزله زياد مي شود.

11. پيامبر اکرم(ص): هنگامي كه براي كارهاي ناشايست تعاون وهمكاري كنند و در احكام دين از يكديگر دوري كنند.

12. پيامبر اکرم(ص): انسان به پدر ومادرش جفا مي كند ولي با دوستانش از راه وفا وصفا وار د مي شود.

13. پيامبر اکرم(ص): هنگامي كه تكبّر و خودپرستي در اعماق دلها نفوذ كرد آنطور كه سمها در بدنها نفوذ ميكند.

14. پيامبر اکرم(ص): گناهان علني شوند و محرّمات الهي سبك شمرده شوند.

15. پيـامبر اکرم(ص): زمـاني مي آيد كه مـردم گـرگ درنده مي شونـد، هر كس گرگ نباشد او را مي خورند.

16. پيامبر اکرم(ص): مردم به انجام منكرات تظاهر مي كنند ... و اموال فراوان براي غنا و موسيقي خرج مي شود.

17. امير مومنان(ع): كسي كه امر به معروف كند، خوار شود و كسي كه مرتكب گناه شود، مورد ستايش قرار گيرد.

18. امير مومنان(ع): هنگامي كه نيازها وگرفتاريها فراوان شود مردم همديگر را نشناسند.

19. امير مومنان(ع): انسان براي استمداد به نزد برادرش برود، او را در قيافه اي ديگر غير آنچه بود مي بيند.

20. امير مومنان(ع): هنگامي كه مرد ها با مردها در مي آميزند و زنها با يكديگر.

21. پيامبر اکرم(ص): هنگامي كه امت من نماز را ضايع كنند و از شهوات پيروي كنند.

22. امير مومنان(ع): مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند.

23. پيامبر اکرم (ص): مرد ها خود را شبيه زنها و زنها خود را شبيه مرد ها مي كنند.

24. پيامبر اکرم(ص): هنگامي كه زنها جامه مردان را بپوشند و پوشش حياء از آنها گرفته شود.

25. پيامبر اکرم(ص): سپس زماني مي آيد كه قاريان قرآن را مي خوانند ولي از حلقومشان تجاوز نمي كند (عمل نمي شود...).

26. پيامبر اکرم(ص): قرآن را طبق خواسته هاي خود توجيه مي كنند و آئين خدا را آراء خود تفسير و تحليل مي كنند.

27. پيامبر اکرم(ص): ثروتمندان امت براي سياحت به مكه مي روند ومتوسطين آنها براي تجارتو فقرا براي رياء و تظاهر (افراد خالص كم اند).

28. پيامبر اکرم(ص): قرآن با ني و لحن غنا خوانده مي شود، بدون آينكه به هنگام تلاوت با خوف وخشيت از پروردگار همراه باشد.

29. پيامبر اکرم(ص): پس مي بيني كه گوش دادن به قرآن براي مردم بسيار سنگين است و گوش دادن به صداهاي باطل آسسان و فرح بخش شده است. 

30. امير مومنان(ع): آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشكارا به كار گرفته مي شود ، مردم عبور مي كنند و كسي جرئت نمي كند از آن جلوگيري كند.

31. پيامبر اکرم(ص): (در آخر الزمان يعني نزديكي ظهور ) زمين لرزه بسيار مي شود.

32. پيامبر اکرم(ص): انتظارميرودكه حتي يك قفيزگندم ويك درهم پول به مردم عراق نرسد.

33. امام صادق(ع): رودخانه ها خشك مي شود و قحطي و گراني پيش مي آيد. 

34. پيامبر اکرم(ص): سه پرچم در يك سال و يك ماه و يك روزخروج مي كنند(1ـ سفياني 2ـ خراساني 3ـ يماني)

35.امام صادق(ع): مردي از اولاد عمويم زيد در يمن خروج مي كند.

36. پيامبر اکرم(ص): يماني ازشيعيان اميرمومنان (ع) است خروج يماني و سفياني مانند دو اسب مسابقه همزمان به دنبال ييكديگر است.

37. امام صادق(ع): در آن ميان پرچم هاي هدايت از خراسان بيرون آمده با شتابي هر چه تمام تر منازل ررا طي كرده و پيش مي تازند و تعداديي از ياران قائم (عج) در ميان آنها خواهند بود.

38. امام صادق(ع): هنگامي كه پرچم هاي سياه از خراسان به راه افتاد به سويش بشتابيد ولو با سينه خيز رفتن از روي برفها باشد.

39. امام صادق(ع): آگاه باشيد كه آنها (سپاه خراساني) ياران حضرت مهدي (عج) هستند و زمينه ي سلطنت جهاني او را فراهم مي سازند.

40. پيامبر اکرم(ص): اگر سفياني را ببيني او را پليد ترين مردم مي يابي.

حرمت فاطمه(س) در قرآن

حرمت فاطمه(س) در قرآن

در سوره «هل اتی » که سوره اهل بیت است و از امیرالمومنین علیه

السلام و اهل بیت او تعظیم شده است. خداوند از هرگونه نعمت­های بهشتی

یاد می کند اما از میان این همه پاداش اخروی اصلاً حرفی از حورالعین پیش

نمی کشد. از درختهای میوه دار، از نهرهای پرآب، از دست­بندهای نقره، از

تختهای زیبا و از کودکان مخلّد وهمچون لؤلؤ غلطان در آنجا، حرف می زند،

اما حرفی از حورالعین پیش نمی کشد. اما در سوره های دیگر این­گونه

نیست در هرجا که ذکری از نعمتهای بهشتی شده از حور العین و اوصاف آن­

ها بیان شده است سوال این است که چرا سوره هل اتی اینگونه نیست؟

سرّ این امر عجیب چیست؟

مفسری است از اهل سنت به­ نام آلوسی می گوید علت این کار این است

:                                     « رعایة لحرمة البتول و قرة عین الرسول

...»[1] چون از پاداش امیر المومنین علیه السلام و اهل بیت او صحبت می­

کند، با وجود حضرت زهرا سلام الله علیها حرفی از حور العین پیش نکشیده

است. و رعایت حرمت حضرت زهرا سلام الله علیها  را نموده است. این

نمونه­ ای از ادب قرآنی و الهی است.

[1] - تفسیر روح المعانی ج۲۹ص۱۵۸

 

حزن حسن

حزن حسن(ع)
عبدالزهرا امام حسن(ع) را در خواب دید، عرض کرد آقا جان شنیده ام زهر جفا جگرت را پاره پاره کرده است؟ حضرت در جواب فرمود: جگرم آن روزی پاره پاره شد که دستم در دست مادرم بود و سیلی به صورتش زدند... (امام حسن خیلی زود پیر شد...)

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد

نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف

دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم

نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد

آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم

مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد

سیلی محکم او چشم مرا تار نمود

مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد

حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد

باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد

قصه ی کوچه عجیب است مهاجر اما

وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد


چشم ها را ببندید

چشم ها را ببندید

وَ قَالَ رسول الله ص إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ تَحْتَ الْحُجُبِ يَا أَهْلَ الْجَمْعِ غَضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ فَهَذِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ تُرِيدُ أَنْ تَمُرَّ عَلَى الصِّرَاط.» (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص: 232)
آنچه در پی می‌خوانید بخشی از سخنان آیت الله جوادی آملی پیرامون حدیث « غُضّوا اَبصارکم» است:
اينكه گفته مي‌شود، در روز محشر وقتي فاطمه(سلام الله عليها) عبور می‌کند ندا داده می‌شود و مي‌گويند: «غُضّوا أبصاركم» ]چشمان خود را ببندید[به اين معني نیست كه چون شما نامحرميد چشمها را بپوشانيد، يا ديدها را بشكنيد كه او را نبينيد، آن روز، سخن از محرم و نامحرم نيست؛ چون قيامت ظرف تكليف نيست و لذا اين دستور هم دستور تكويني است و نه تشريعي؛ يعني شما توان آن را نداريد كه نور اين بي‌بي را ببينيد. چشمها را فرو بربنديد و ديده‌ها را بشكنيد [و] توان آن را نداريد كه نورانيّت او را ببينيد.

فاطمه زهراء(سلام الله عليها) مظهر رحمت جهان شمول خداي سبحان
و اينكه احياناً در بعضي از دعاها اين‌چنين آمده است كه خدایا دست ما را از ريشهٴ چادر بي‌بي كوتاه نکن، بر اثر يك روايتي است كه بر اساس آن روایت، وجود مبارك بي‌بي(سلام الله عليها) در قيامت چادري بر سر مي‌كنند كه ريشه‌هاي او و دامنه‌هاي آن به تمام افراد شايستهٴ اهل محشر مي‌رسد، حال طبق اين حديث، آیا منظور اين چادر ظاهري است يا پوشش رحمت است؟!

اگر كسي طبق بيان پيغمبر[صلّيٰ الله عليه و آله و سلّم] كه فرمود: «انتِ مني و انا منكِ» به منزلة پيغمبر[صلّيٰ الله عليه و آله و سلّم] شد، پيغمبر(صلّيٰ الله عليه و آله و سلّم) ﴿رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ﴾ است و نیز ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً﴾ قهراً چنين بانويي مظهر رحمتِ جهان‌شمول ذات اقدس الهي خواهد بود.

نزول وحي انبايي بر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها)
اين بانو با آن تعليم و تزكيه توانست در حرمي راه پيدا كند كه فرشتهٴ امين در آن حرم نازل مي‌شود؛ لذا بعد از رحلت پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء) جبرئيل هم بر آن حضرت نازل مي‌شد؛ منتها وحي تشريعي تمام شد [و] احكام فقهي تمام شد، لكن وحي تسديدي، وحي‌هاي انبايي، ملاحم، اخبار غيبي تا روز قيامت ادامه دارد؛ چون رسالت قطع شدني است [و] نبوّت قطع شدني است، امّا ولايت قطع شدني نيست [و] تا روز قيامت انسانها مي‌توانند به مقام شامخ ولايت راه پيدا كنند.



منبع:عصر شیعه به نقل از مرکز خبر حوزه

شعر فاطمی


گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

 

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

 و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-

گفت: یک روز یک نفر اما...

سیدحمید برقعی


http://ahmad-abedi.ir/common/i/contents/1418_yazahra.jpg

انسیه حورا

انسیه حورا

تو یکی از مجالس عزای حضرت زهرا از مداحی حدیثی از امام صادق راجع

به مادرشون زهرا(س)
شنیدم که دلم رو آتیش زد، سوختم ، خیلی گریه

کردم، بعدها همین حدیث رو خودم تو کتابی دیدم، خوشحال شدم که

سند داره و من دراوردی نیست
و ناراحت شدم که کاش نبود همچین

مطلبی...اما متاسفانه اسم و رسم اون کتاب رو جایی یادداشت نکردم،

نمی خوام دل کسی رو آتیش بزنم، فقط می خوام بدونید که زهرا(س) 

زمینی نبود، آسمونی بود، بهشتی بود، پیغمبر(ص) چهل روز تو غار حراء

عبادت کرد و از غذاهای بهشتی خورد، نطفه فاطمه(س) با همون غذاها

بسته شد و به برکت اون میوه های بهشتی فاطمه پا به عرصه وجود

گذاشت و  پیامبر وقتی فاطمه(س) رو می دید دستش رو می بوسید و او را

می بوئید و می فرمود دخترم فاطمه بوی بهشت را میدهد...


که امام صادق هم فرمود: مادرمون زهرا انسیه حورا بود، مثل

ملائک لطیف بود و ظریف، اگر از روی درختی برگی بر دست شون می

افتاد اثر برگ بر روی دست مادرمون نقش می بست...

برای همین بود که زهرا هفتاد و اندی روز روشو از علی(ع) می پوشوند؟؟؟

فاطمه مظلومه

زهرای مظلومه


دیشب خواب دیدم تو یه ساختمان هتل مانندی هستم مثل اینکه یه

عده سیاه پوش مشغول عزاداری حضرت زهرای مرضیه بودند

(اما من جزو اونا نبودم) که یه دختری که داشت از اونجا رد می شد

با دیدن این منظره روشو به من کرد و گفت: اون دختر جوون خیلی وقت

پیش مرده و تموم شده ولی اینا دست بردار نیستند، تو ذهن خودم  تو

همون عالم خواب خواستم کشیده ای بخوابونم دم گوش دختره(شایدم

زدم) اما بعدش با خودم گفتم: اینجوری که این دختر درست نمی شه،

محب نمی شه، پس بهتره صداش کنم و نصیحتش کنم، خانوم فاطمه

رو براش معرفی کنم، توعالم خواب همین کارم کردم، یعنی صداش کردم

که آگاهش کنم، اما هرچی زور زدم نتونستم...

نتونستم از محفوظات خودم حرف قابل استناد و استدلالی براش بیارم،

در واقع یه چیزایی تو ذهنم بود اما تو خواب احساس می کردم با اون

حرفا این دختر قانع نمی شه.

خلاصه از وقی بیدار شدم این خواب خیلی فکرم و مشغول کرده، که چرا

باید بانوی دو عالم این قدر مظلوم باشه، حتی بین دوست داران خودش،

که نشناسنش، که معرفت نداشته باشن به وجودش، که فقط از روی

احساس دوست داشته باشنش... 



روضه امام حسین(ع)

روضه امام حسین(ع)

شیخ عبدالزهرا می گوید: شبی امام حسین را در خواب دیدم و سلام

کردم، حضرت از من گله کردند وفرمودند: شیخ عبدالزهرا چرا روضه مرا

نمی خوانی؟ عرض 
ک
ردم آقا من روضه خوان شما

هستم و همیشه روضه شما را می خوانم، فرمودند: منظور من روضه آن

مصیبتی است که در ایام طفولیت به ما رسیده است.عرض کردم آن کدام

مصیبت است؟حضرت فرمودند: وقتی مهاجمین به خانه ما ریختند و در خانه

ما را سوزانیدند و جسارت به مادرم کردند، ایشان بیهوش به زمین افتادند و

از طرفی پدرمان را کشان کشان به مسجد می بردند، در آن لحظه ما بچه

ها سر گردان مانده بودیم چه کنیم؟ پشت سر پدرمان برویم یا به داد

مادرمان برسیم.


ناله های مادر

ناله های مادر

وقتی علامه امینی از سفر زیارتی مدینه بازگشت علما

به دیدنش رفتند و از او پرسیدند مدینه چه خبر بود؟

فرمودند: وقتی در کوچه های مدینه راه می رفتم صدای

ناله های زهرا(س) را می شنیدم.


مظلومیت حضرت آقا




مظلومیت حضرت آقا


حجت الاسلام دانشمند: اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون

بشود، خیلی مظلومند ایشان .

این موضوع را من با یک واسطه می گویم. با یکی از محافظ های آقا در

حرم امام رضا روبروی ضریح، دو به دو با هم بودیم .

گفتم: از آقا چه خبر ؟

می گفت: ما روزهای دوشنبه،( این را می گفت و گریه میکرد ) می رویم

سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا

نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .

یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند

تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .

یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و

جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟

گفتم : کدام آقا ؟

گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟

گفتم : شما از کجا می دانید ؟

شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها

آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .

به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .

بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند

فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک

مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .

مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟

مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و

به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله

اقا خیلی گریه کرد .

منبع پایگاه صالحات